خلاصه: بزارید از اول شروع کنم به گفتن: من کره ایم، آره تصادف کردم، تناسخ پیدا کردم تو رمان مورد علاقم، شدم شخصیت شرور، با شخصیت اصلی در افتادم و بله نامزدم عاشق شخصیت اصلی شد و نامزدی بهم خورد… و تازه از خونه پرت شدم بیرون^^ البته توی این رمان قراره امپراتوری به اشوب کشیده بشه….ولی نه! من قرار نیست اینجا رو نجات بدم!! قرار برم یه گوشه ی دور از این امپراتوری تو تخت نازم لش کنم و از نابودی این امپراتوری لذت ببرم~ تازه از خونه پرت شده بودم بیرون و داشتم راه خودمو میرفتم که خوردم به خوشگله جذاب~ که از بخت قشنگم شخص شخیص «پادشاه شیاطین» در اومد و قرار نیست ولم کنه؟ +اگه ازم فرار کنی، چطوره اول با دنیایی که تو رو ازم گرفته شروع کنم و همه نابود کنم؟؟ #کندی: این پیشنهادی یکی از خودتون بود عزیزان، امیدوارم اونی که پیشنهاد داده کارو ببینه و همگی از خوندنش لذت ببرید~🍬🍬